شيخ ذبيح الله محلاتى
195
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
فرمود امير المؤمنين فرمود بگوى تا چه جواب آوردى عرض كرد به خدا قسم از هيبت رسول خدا مرا نيروى سخن گفتن نماند و بروايت ديگر گفت چند نفر از جوانان بنزد آن حضرت بودند من حيا كردم سخن بگويم اين وقت على فاطمه را برداشت و به حضرت رسول آمد و سلام داد و جواب شنيد پيغمبر فرمود همانا حاجتى شما را باينجانب جنبش داده امير المؤمنين صورت حال را بشرح كرده و بروايت ديگر فاطمه شرح حال خويش نمود رسول خدا فرمود به خدا قسم اينك در مسجد چهارصد تن حاضر است و ايشان را نه طعامى است مهنا و نه جامعهايست مهيا اگر بيمناك نبودم كه از تو فضيلتى فوت شود تو را جاريهاى عطا مىكردم هان اى فاطمه نمىخواهم اجرى كه خاص تو است بر جاريه فرود آيد و بيم دارم كه فرداى قيامت در حضرت خداوند على با تو از در مخاصمت بيرون شود و حق خود را از تو طلب كند آنگاه تسبيح فاطمه را بجاى كنيز به ايشان تعليم نمود چون فاطمه مراجعت نمود حضرت على عليه السّلام فرمود رفتى خدمت رسول خدا براى طلب دنيا خداى متعال ثواب آخر ترا بما عطا فرمود اين وقت اين آيهء شريفه نازل گرديد ( وَ إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوها فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَيْسُوراً ) چون رسول خدا اجر جميل و ثواب جزيل را در فروختن جاريه و انفاق باصحاب صفه مىدانست لهذا اعراض فرمود از قضاء حاجت دخترش فاطمه و رضاى خدا را در آن ارجح مىدانست پس خداوند متعال فرمود اين اعراض تو از قرابت قريبه و فاطمهء مرضيه به جهت طلب ثواب و رحمت و رضاى ماست كه بدان اميدوارى ليكن بقول حسن با فاطمه سخن بگوى كه در آن هم رضاى ماست و طلب ثواب و رحمت است ازاينجهت آن پيغمبر رحمت در اين آيه از قول ميسور دانست از پروردگار متعال اجازتيست در استرضاى خاطر فاطمه بلكه ابتغاء برضوان اللّه و رجاء برحمة اللّه در حقيقت برآوردن حاجت فاطمه است پس جاريهاى براى آن مخدره فرستاد و آن را فضه نام نهاد كه ترجمهء حال او در محل خود مفصلا بيايد و اما ثواب اين تسبيح كلينى در كافى باسناد معتبرة از محمد بن مسلم ثقفي از